تبليغاتX
دل نوشته های دخترک عاشق یاس بنفش

پنج وارونه چه معنا دارد؟!

خواهر کوچکم از من پرسيد

من به او خنديدم

کمي آزرده و حيرت زده گفت

روي ديوار و درختان ديدم

باز هم خنديدم

گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه

پنج وارونه به مينو ميداد

آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم

بعدها وقتي غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بي گمان مي فهمي

پنج وارونه چه معنا دارد...

+| چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 15:54 توسط یاس بنفش |
تک درختي تنها توي يک جنگل تاريک و سياه از غم و درد به خود ميپيچيد.
از خودش ميپرسيد که چرا اينقدر تنهايم؟! که چرا هيچ دلي با من نيست؟ که چرا نيست دلي نگران من و تنهايي من؟ چه شود گر که دگر قد نکشم؟ چه شود اگر که من توي جنگل نباشم؟آنقدر گفت و گريست که شکست و آرام روي يک نهر روان ساخت پلي...
چقدر زيبا بود !چقدر مستحکم....
و درخت تنها عشق را پيدا کرد.
عشق را در بهار بايد جست. در گردش پروانه به دور يک گل، در ذوب شدن يخ با دست نوازشگر نور و خورشيد ، درميان سفر چلچله ها، درميان قطرات باران، در ميان وزش باد و غرش ابر و طوفان
عشق را بايد جست روي يک نهر روان که درختي روي آن ساخته پل
... و درخت تنها عشق را پيدا کرد
عشق يعني ايثار، عشق يعني گذشتن از خود، از بود و نبود
عشق يعني درختي بيجان روي يک نهر روان

لطفا احساستون رو بعد از خوندن این متن واسم تشریح کنید

+| سه شنبه 30 تیر1388ساعت 18:39 توسط یاس بنفش |

با ياد چشم هاي تو خوب است خواب من

از ابـرهـا كنــــــاره بگــــير آفتـــــــاب من

رو بر كدام قبله به چشم تو مي رســـم؟

چيــزي بگـو پيــــــــامـبـر بـــي كتاب من

چشم تو را كجاي جهان جستجو كنــــم؟

پايان بده به تاب و تب بي حســـــاب من

دور از شمايل تو چنـــــانم كه روز و شب

خنـــديده اند خلــق به حال خــــراب من

از تشنگـي هــــــلاك شـدم، ساقيـا بيا

چيزي نمــــــانده از قدح پر شــــراب من

(ناصر حامدی)

+| سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 13:35 توسط یاس بنفش |

بنام خدایی که در این نزدیکیست

تو را دوستت دارم. هزار مرتبه سبزتر از اول فروردین و پیاله پیاله شیرین تر از شهد مربای همیشه بهار. هزار و چهارصد و چهل دقیقه از بیست و چهار ساعت شبانه روزی ام را دوستت دارم. آنچنان که قلم خجول می ماند از وصف پرشورت. تو را دوستت دارم، به درخت ها گفته ام تنها به احترام گام های بلند تو به شکوفه بنشینند. تو را دوستت دارم، به باران گفته ام بدرقه احساست باشد. تو را دوستت دارم، به اندازه تمام آسمان های پشت ابرها... 

گفته بوم پشت ابرها، آسمان های آبی خانه دارند. یادت هست؟!

تو را دوستت دارم، گفته بودم پاک و آرام و استوار، یادت هست؟! از اولین سیب سرخی که به دستم دادی تا آخرین گاز نزده به سیب که سهم تو بود، از مهرت پر شدم. از شور اولین نگاه تا وصال آن دیگری راهی نمانده، خوب می دانم و تا آن پیوند، چشمهایم را به روی تمام پنجره های بی گلدان می بندم تا درست به روی شمعدانی نگاه تو پرده از رویشان بردارم.

دوست داشتن تو افتخار است، غرور! بالیدن به قلبم که این همه خواهان توست. تو را دوستت دارم، تو را، تو را، تورا...

"تو " این معجزه، این واژه وصف ناشدنی، این دو حرف شیرین "تو" تمام آرزوهای درونم، "تو" تمام تکه های پیکرم، "تو" پر از عشق، صفا، مهر... تو را دوستت دارم. نیازم را فریاد می زند روانم. تو را دوستت دارم و چه می شوم با تو! با تو، دوست داشتن تو، چه سپید می شوم مهربانم. گوش کن صدای خواهش وجودم را. تو را می نوازم، تو را می خوانم، تو را می نویسم، تو را گوش می دهم، تو را فریاد می زنم، تو را ترسیم می کنم، تو را عاشق می شوم، تو را دوست دارم، تو را که آرام می کنی قلب بی تابم را، تو را که مهربانی میکنی با دل بهانه گیرم. تو را که لبخند می زنی به ستاره های چشمانم دوستت دارم... از تشبیه و استعاره و آرایه ها هم که بگذریم، تمام جمله ها را هم که ساده کنیم، باز هم می ماند: دوستت دارم ، خوش به حال من، چقدر دوستت دارم!...

+| پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت 1:32 توسط یاس بنفش |

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق این پندارم
كه چرا
خانه كوچك ما سیب نداشت

به تو خندیدم
چون که می‌دانستم
تو به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه سیب را دزدیدی،
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی‌دانستی که باغبان باغچه‌ی همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که باخنده‌ی خود
پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان‌زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد
گریه‌ی تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من آرام، آرام
حیرت و بغض نگاه تو تکرارکنان،
می‌دهد آزارم
و من اندیشه‌کنان غرق این پندارم:
که چه می‌شد اگر باغچه‌ی خانه‌ی ما سیب نداشت ...

+| سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 13:14 توسط یاس بنفش |
سلام

جواب رو مثل خودتون که واسم گذاشته بودی واستون میذارم. بخونیدش.

راستی یه قالب باحال گذاشتم. ببین خوشت میاد. خودم خیلی خوشم میاد. نظر شما هم مهمه ها باید شما هم خوشتون بیاد.  راستی یاسی دست از سرت بر نمی داره. باید کلی آپ کنیا. فکر کردی به این راحتیا ولت میکنم؟ زود به زود ازت آپ میخوام وگرنه  دلم میگیره باشه؟

 

 

 

+| پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 8:29 توسط یاس بنفش |

...walk with me in love 
عاشقانه همراه من گام بردار
Talk to me about
به من از آن بگو 

what you cannot say to others
كه توان گفتنتش را به ديگري نداري
Laugh with me
بامن بخند

even when you feel silly
حتي آنگاه كه احساس حماقت ميكني 

Cry with me
بامن گريه كن 

when you are most upset
آنگاه كه در اوج پريشاني هستي 

Share with me all the beautiful things in life
تمام زيباييهاي زندگي را بامن شريك باش 

Fight with me
در كنار من

against all the ugly things in life
با تمام زشتي هاي زندگي ستيز كن 

Create with dreams to follow me
با من روياهايي را بيافرين تا به دنبال آنها برويم 

Have fun with  in whatever we do me
در شادي هرچه ميكنم شريك باش

Work with me towards common goals
براي رسيدن به آرزوهامان ياري ام كن

Dance to the rhythm of our love with me
با آهنگ عشقمان با من برقص

       Walk with me throughout life        
  بيا درسراسر زندگي در كنار هم گام برداريم

+| یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 13:25 توسط یاس بنفش |
آخرین نوشته ها
اين سایت را 
     صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS


طراح حرفه ای قالب های وبلاگ

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

:طراح قالب:
گالری قالب های زیبا و حرفه ای
POWERED BY
BLOGFA.COM

RSS



برو بالا
NhMGMyYWE1.gif" />

:::●┼!!┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته باشی کلیک کن اینجا┼!!┼●:::


Get your own Chat Box! Go Large!
NhMGMyYWE1.gif" />

:::●┼!!┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته باشی کلیک کن اینجا┼!!┼●:::